بیماران, دلنوشته ها

نوستالژی آن روزها

کانون محرم

یاد اون روزها بخیر

چون اسم کانون محرم بود و خواجه شیراز هم ارادت خاصی به این کلمه داشتند شکر خدا شعر برای کانون کم نداشتیم، (هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند/وان که این کار ندانست در انکار بماند) و ازین دست بسیار! ولی من  یه بیت شعررا بیشتر از همه  دوست میداشتم: 

سرم به دنیی و عقبی فرو نمی آید

تبارک الله ازین فتنه ها که در سر ماست

و حقیقتا چقدر طرح وایده که در کانون داشتیم. جشن و کارگاه و نشریه و همایش و اسکم(معاینات دوره ای اطفال) و طرح های تحقیقاتی و….  یادش بخیر